پنج شنبه 6 اسفند جشنواره زن و غذای سالم در رستوران بانو، خانه کارگر از طرف اتحادیه برای زنان در حالی برگزار شد که خانم دیبا، دبیر جشنواره نوید برنامه ای پر محتوا و البته بسیار جالب را داده بود و قرار بود با هدف بالا بردن توان هنری، اطلاعات عمومی و دانش تغذیه بانوان، برنامه ای همراه با مسابقه برگزار شود.

بیشتر شرکت کنندگان خانم های خوش ذوق ایرانی و خانه داری بودند که انواع و اقسام غذا و دسر را با کلی سلیقه درست کرده بودند. غذاها با کلی تزئین روی میزهایی قرار داشت و هر کسی کنار شاهکار خودش ایستاده بود.

بعد از رسیدن به خانه کارگر و بالارفتن از کلی پله که به طبقه سوم و محل برگزاری جشنواره ختم می شد؛ تازه به محل برگزاری جشنواره می رسی که جای نسبتاً کوچکی است و با تعداد زیادی از شرکت کنندگان و البته کسانی که برای دیدن آمده اند تقریبا پرشده است.

جشنواره شروع می شود و میزهای رنگارنگ و شیک که هر کدام از غذاها و دسرهای مختلف پر شده اند به آدم چشمک می زنند، اما این لذت دیری نمی پاید، تا به خودت می آیی خیل بانوانی را می بینی که دور میزها جمع شدند و با اشتیاق هر چه تمام از غذاها می چشند، البته برخی هم کار را از چشیدن گذرانده بودند و از هر نوع دسر و غذایی یک بشقاب پر می کردند.

علاوه بر بازدیدکنندگان و مامورین انتظامات، تعدادی از پرسنل شرکت های معتبر غذایی هم با شال های یکرنگ وکلی تیپ زدن و لباس های پلوخوری و موهای آن چنانی شان، برای این که از خیل جمعیت و حظ از غذاها جا نمانند در اقدامی انتحاری در صف جمعیت حضور یافته و دست رد به هیچ یک از غذاها نزده و همگام با بقیه حاضرین از انواع و اقسام خوراکی ها می چشیدند.

در میان خیل مشتاقان به چشیدن غذا، این وسط تنها مجری برنامه بود که از اول تا آخر از حاضرین خواهش می کرد تا سرجاهایشان بنشینند و بعد از اهدای جوایز از غذاها بچشند، اما انگار کسی گوشش به این حرف ها بدهکار نبود و همه عزمشان را جزم کرده بودند تا مبادا 2000 تومانی که برای ورودی پرداخت کرده بودند بلا استفاده بماند!!!

در نهایت کار به جایی رسید که مجری برنامه عاجزانه از حضار خواهش می کرد که سرجای خود بنشینند...

آن هایی هم که بر روی صندلی ها نشسته بودند، نگاهشان بی صبرانه به سمت خوراکی ها دوخته شده بود و از برق نگاهشان کاملاً می شد احساس کرد که خیلی خود را کنترل کرده اند؛ این کار زمانی مشکل تر می شد که مجری برنامه تا توانست از غذاها تعریف کرد و دل این خانم ها هم آب می شد...

خلاصه کل این برنامه صرف خوردن یا نخوردن غذا شد و تا حضار به خودشان آمدند نوبت به اهدای جوایز رسید. دبیر جشنواره هم برای بازدید حضور پیدا کرد اما با کلی غذا و دسر دست خورده روبه رو شد و دیگر چیز خاصی برای چشیدن نمانده و تنها لبخند می زند و خانم های شرکت کننده تنها ابراز شرمندگی می کنند.

اسامی برگزیدگان برای اهدای جوایز اعلام شد و بعد از آن تنها چیزی که شنیده می شد همهمه حضار بود که در فضای سالن پیچیده بود و مابقی از فرصت استفاده می کردند تا دلی از عزا در آورند و 2 هزار تومانشان را حلال حلال کنند...